احمد بن حسين بن على كاتب
209
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
مىنمودند . ايشان فروماندند . التجا به حضرت شاهزاده محمّد كردند و عجز حال عرضه داشت نمودند . شاهزاده ايشان را استمالت / 234 / نمود و خلعت شاه علاء الدين و قاضى امام الدين و امير احمد چوپان و خواجه محمود حيدر و خواجه عبد الرحمن و امير محمد قوزى را جداگانه خلعت فرستادند و فرمود كه هيچ اذيّت بديشان نرسانند . چون خبر به اهل اصفهان رسيد خرم شدند . ذكر آمدن شاهزاده محمد سلطان به اصفهان چون امير اعظم فيروز شاه حامى اصفهانيان بود اول برادر خود امير خواند شاه [ را ] به اصفهان فرستاد به حكومت و چون او وفات كرد برادر ديگر امير محمود شاه [ را ] نامزد اصفهان كرد . و بعد از مدتى امير محمود شاه رنجور شده امير سعادت بن امير خواند شاه كه ملازم شاهزاده بود اجازت طلبيد كه به عيادت عمّ به جانب اصفهان رود و بازگردد . شاهزاده او را اجازت فرمود . چون امير سعادت به اصفهان آمد در آن نزديكى امير محمود شاه درگذشت . امير سعادت قائممقام عمّ شد و اين خبر به هرات فرستادند و التماس كردند كه امير سعادت داروغهء اصفهان باشد . [ 269 ] چون شاهزاده بشنيد از امير سعادت خاطرش ملول شد . چون محرّم سال خمسين و ثمانمائه آخر شد شاهزاده متوجّه اصفهان شد . چون اين خبر به امير سعادت رسيد وهم كرد و عيال خود برگرفت و با امير على كلبارى از اصفهان بيرون رفت . شاهزاده روز يكشنبه پنجم صفر در اصفهان نزول كرد و جمعى را از عقب امير سعادت بفرستاد و چون به دو رسيدند او را مقيد گردانيدند و امير على كلبارى را به قتل آوردند . سر او را با امير سعادت به اصفهان آوردند . و شاهزاده بفرمود تا دفتر تقبّل اصفهان به آب شستند و مردم را اميدوار گردانيدند و استمالت داد . / 235 / ذكر فرستادن شاهزاده محمد سلطان بهادر امير قطب الدين ورزنه را به جانب يزد چون اصفهان شاهزاده را صافى شد امير قطب الدين ورزنه [ اى ] را به جانب دارالعبادهء يزد روانه گردانيد و رعايا را استمالت فرستاد .